تبليغاتX
همه رو رفتی و بردی منو دست کی سپردی... - طرح زيباي چهره ات!!!


همه رو رفتی و بردی منو دست کی سپردی...

میدونم بد کردم ، با خودم ، با تو، بد کردم...

 

هرشب با حرير پوست تو به خواب مي روم

و هر صبح با در آغوش داشتن تو

از خواب بيدار مي شوم

نيمه شب وقتي چشم باز مي کنم

تابلويي زيبا از آفرينش خداوند را مي بينم

موهاي پاشيده

چشماني زيبا

خواب و بسته

لبهايي سرخ و برّاق

زير لحاف گلدار آبي با گلهاي ريز صورتي

با انگشتانم

بر حاشيه ي صورتت

طرح زيباي چهره ات را مي کـِشم

وقتي به لبانت مي رسد

مي بوسي

با دستانم تو را در آغوش مي کـِشم

و تو انگار بيدار

خودت را در آغوش من جا مي کني

يک قالب تمام عيار

سرت را به سينه ام

زير گردنم مي چسباني

و آرام به خوابي آرامتر فرو مي روي

گرماي نفسهاي تو که به سينه مي خورند ،

روح تازه اي در من دميده مي شود

آرام آرام با موهايت بازي مي کنم

و با انگشتانم تارهاي لطيف موهايت را شانه مي کـِشم

يکي

دو تا

سه تا ...

دستم را به روي سرت مي کـِشم

و نوازش مي کنم

وحي آمد :

به من نگاه مي کني ...

ـ قول ميدي هيچوقت تنهام نزاري ؟

: آره عزيزم قولِ قول

و باز در قالب آغوش من فرو مي روي

سرت رابه سينه ام

زير گردنم مي چسباني

و آرام به خوابي آرامتر فرو ميروي

گرماي نفسهاي تو که به سينه مي خورند

روح تازه اي در من دميده مي شود

 

نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/24ساعت 14:29 توسط سارا| |


Design By : Night Skin