تبليغاتX
همه رو رفتی و بردی منو دست کی سپردی...


همه رو رفتی و بردی منو دست کی سپردی...

میدونم بد کردم ، با خودم ، با تو، بد کردم...

هر که را از دور می بینم...

نفسم بند می اید... 

گلویم خشک می شود...

میترسم ....

نکند این بار اشتباه نگرفته باشم !!

نوشته شده در یکشنبه 1388/08/24ساعت 22:10 توسط سارا| |

اشکهایم بی اختیار می آید چون تو را در این شبها گم کردم

تورا یادم بود ولی ... خودت را گم کرده بودم

چقدر وقت است که تنهای تنها در نیمه ی شب

با تو و از تو سخن نگفته بودم

....................

تولدت مبارک.

نوشته شده در شنبه 1388/06/07ساعت 22:15 توسط سارا| |

 

من رفتم

و تو فقط گفتی

برو به  ...........

مدت هاست که بی تابم

بی تاب بازگشت و

کلام آخرت

راستی

"به سلامت "

بود یا

"به جهنم"

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/22ساعت 21:53 توسط سارا| |

شايد بي اجازه .....اما در تمام لحظه ها تو با من بوده اي .....نشان به ان

نشان كه زنده ام ......

و در اين نوروز خيال امدنت را باز به اغوش خسته ميكشم............

نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/29ساعت 19:25 توسط سارا| |

 

بر شانه هایم زدی

تا تنهاییم را تکانده باشی!

دلت را به چه خوش كرده اي...

تكاندن برف از شانه هاي آدم برفي؟؟؟

نوشته شده در جمعه 1387/09/29ساعت 20:58 توسط سارا| |


Design By : Night Skin